تبلیغات
اما گمنامی
اما گمنامی
کلنا عباسک یا زینب 
قالب وبلاگ
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام.
امروز یکی از روزهای هفته است ک اصلا هیچ ربطی به آن نشریه ی چیز ندارد و با آن هیچ کاری ندارم. امروز روزی است که با استاد گرامیمان که واقعا دوستش دارم به مزرعه دستجرد دانشگاه رفتیم. واما برای چه. در دروس رشته های کشاورزی درسی داریم به نام عملیات کشاورزی. و تو خود حدیث مفصل نخوان از این مجمل. زیرا در این درس خبری از عملیات و کار های سخت اصلا نیست و همان عملیات گردشگری برایش مناسب تر است که  در شرح سفر شما خود متجه خواهید شد.
ساعت 14 سوار مینی بوس میشویم و بعد از کلی بازی و شوخی و... به مزرعه دستجرد میرسیم(مساحت مزرعه حدود1200هکتار بود که با بیخیالی مسولین گرام دانشگاه آلان حدود 200 هکتار آن باقیست و مابقی را روستاییان اطراف صاحب شده اند). بگذریم ما را چه کار با مسولین. الان ساعت15 شده و ما در مزعه ایم
یکی از آن کار گرها به زبان ترکی میگوید(نیه بوقدر آز کارگر گتیرمیشی)(ترجمه :چرا انقدر کارگر کم آورده ای؟) و استاد میخندد...
استاد: بچه ها این کمباین است و....(5دقیقه صحبت های استاد)
بعد چند گونی سیب زمینی را قارچ زدیم و استاد فرمود:(نان حلال شد برویم) الان ساعت15:15 یعنی 3 و ربع ظهر است . تعجب نکنید ما کلا یک ربع آنجا بودیم و سوار مینی بوس شدیم و ساعت 16 وربع به دانشگاه رسیدیم.
از استاد پرسیدم آیا نمیشد سیب زمینی ها را به دانشکده می آوردیم و 20 نفر به آنجا نمیرفتیم؟ استاد گفت من هم راضی نیستم و این سرفصل را گروه زراعت گذاشته. و شروع کرد به درد دل کردن که این ها درست نیست و ...
سوال : براستی آیا با این شرایط کسی انتظار پیشرفت کشاورزی را در سطح کشور دارد. آیا با سر کلاس رفتن و جزوه نوشتن کسی میتواند مهندس کشاورز بشود؟ و آیا اگر یکی از مهندسین دانشگاه ما به سر زمین برود میتواند مشکل آن کشاورز درس نخوانده را حل کند؟
استادمان میگفت آن زمان ما دانشجو را سوار کمباین و تراکتور و حتی هواپیمای سمپاشی میکرده و به او آموزش میدادند که زمان آن از 8 صبح بوده تا 6بعدازظهر.( همین استادمان میگفت که در جلسه دفاع از پایان نامه ی شخصی بوده که اساتید از او غلط املایی میگرفتند و و میگفتند که چرا آخر جمله نقطه نگذاشته). و با این طرز تفکر اساتید قرار است که ما در کشاورزی خود کفا شویم.(زرشک).
بنده از مسولان عاجزانه تقاضا مندم که از این قالب کلاسی بیرون بیایید و بدانید که اینگونه نمیشود که مهندس تربیت کرد
و خواهش میکنم که کمی به سخنان امام خامنه ای(مد ظله العالی) در زمینه علم و صنعت گوش کنید که :این  را من به جوانها، استادان و دانشگاهها می‌گویم. علاوه بر این، علم مجرد و به تنهایی هم کافی نیست؛ علم را باید وصل کنیم به فناوری، فناوری را باید وصل کنید به صنعت، و صنعت را باید وصل کنیم به توسعه‌ی کشور. صنعتی که مایه‌ی توسعه و پیشرفت کشور نباشد، برای ما مفید نیست؛ علمی که به فناوری تولید نشود، فایده‌ای ندارد و نافع نیست. وظیفه‌ی دانشگاهها سنگین است؛ وظیفه‌ی آموزش و پرورش سنگین است؛ وظیفه‌ی مراکز تحقیقاتی و مراکز پژوهشی سنگین است.بیانات در حرم رضوی 1385/1/1
و به دانشجویان عرض کنم که از مسولین قرار نیست دودی بلند شود زیرا نامبرده از کنده بلند میشود. خودتان به فکر باشید.
روز محشر که همه دیده ی گریان دارند     نوکر فاطمه آمروز مباهات کند

[ شنبه 13 اردیبهشت 1393 ] [ 11:46 ب.ظ ] [ محمّد حجّتی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
پدر شهید اومد جلو. میشناختمش به ابراهیم گفت دستت درد نکنه که جنازه ی پسرم رو آوردی برام اما...
ابراهیم جا خورد چیزی شده حاج آقا؟
پدرگفت: پسرم دیشب تو خواب گفت ازدستت ناراحته میگفت چرا جنازه اش رو برگردوندی
از وقتی شهید گمنام شده بود هرشب حضرت زهرا س بهش سر میزده و به همه ی شهدای گمنام . اما از وقتی جنازه اش پیدا شده دیگه این دیدار براش نیست.
ابراهیم گمشده اش رو پیدا کرد...
گمنامی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب