تبلیغات
اما گمنامی
اما گمنامی
کلنا عباسک یا زینب 
قالب وبلاگ
بسم الله الرحمن الرحیم
تقدیم به روح شهید عباس بابایی و سلامتی امام خامنه ای  صلوات .
(توجه توجه : اگر مطلب کریمه اهل بیت ع 1 را نخوانده اید لطفا اول مطلب قبل را مطالعه کنید)
منزل اول : در را کوبید . ابوالفضل... ابولفضل بیا دم در .
از پشت پنجره آمد و گفت کیه؟
دوست کوچکش (زهرا) را که دید در را بازکرد .
وارد خانه شدیم . همه چیز به هم ریخته بود که پدرش شروع به جمع و جور کردن خانه کرد . از مشکلاتشان میگفت و حاج آقا ثبت میکرد .
پول گازم را خانم کربلایی داد . دوبار سکته کرده ام و دیگر توان کارکردن ندارم . مادرشان هم طلاق گرفته و رفته .
ابولفضل ریاضی کار میکرد. پرسیدم درست چطور است؟ گفت ریاضی ام ضعیف است . گفتم فردا بیایم کارکنیم گفت نه نمیشود.انگار چیزی را پنهان میکرد . پدرش گفت فردا قبرستان سر قبر ها آب میریزد و قبر میشورد و پول میگیرد.
ابولفضل پنج شنبه ها و جمعه ها در قبرستان قبر میشورد . و بقیه ی روزها درس میخواند . هنگامی که ابولفضل فهمید شطرنج بلدم از خوشحالی داشت بال در می آورد که قرار است با او شطرنج بازی کنم .
 چقدر صدای خندیدنش برایم دلنشین بود.... ( و چه لذتی دارد لبخند یک کودک را با کاری کوچک به او هدیه دادن) 
هنگام خروج فقط شکر خدا میکردند و دعا .
منزل دوم : خانه ی زینب کوچولو بود و دو خواهرش. پدرشان در زندان بود . یخچالشان خراب شده بود . حاج آقا بخدا درنان شب بچه هایم مانده ام . این را مادرشان میگفت.
منزل سوم : پدر دیالیزی است و از کار افتاده . تا پارسال کارگری میکردم اما الان دیگر جز یارانه و کمیته امداد دیگر درامدی ندارم . زنم قالی می بافد اما چه کنم که قبض های خانه ام هم مانده است و در خورد و خوراکمان هم مشکل داریم . حمیدرضا دوم ابتدایی است و از مدرسه طلب پول کرده اند ندارم بدهم چه کنم؟
منزل چهارم: در آبی خانه را باد هم میتواند باز کند . چفت و بند درست و حسابی هم ندارد . مادر طاهر سرطانی است و در سرش تومور بدخیم دارد . طاهر فقط هفت سال دارد و پدرش چند سال است که ناپدید شده . آنیکی اتافشان بخاری ندارد. وای که چه سوزی دارد سرمای همدان ...
 حمام و دستشویی بیرون خانه است و در درست و حسابی هم ندارد  چه رسد به کاشی...  . اگر میشود پدر طاهر را برایم پیدا کنید که لااقل خرجی اورا بدهد . و مدام مادر طاهر سرفه میکند ....

منزل پنجم : سه دختر دراد . هفت و پنج و دوساله . حدیثه مریض است و جفت چشم او انحراف دارد . دکتر برای او ام آر آی نوشته . هزینه اش 160000 تومان میشود و خرج عمل سر او 150000 تومان است . پول تهران رفتن هم ندارم . وسایل خانه فقط بخاری کم است البته آنها مهم نیست دخترم خوب شود برایم کافیست .
                           (اینجا منزل حدیثه و دو خواهر دیگرش است . مجبور بودم چهره شان را شطرنجی کنم)
اینها روایاتی بود از بازدید های فرزندان کریمه اهل بیت ع از خانه های تحت پوشش گرفته ی جدید .
و هنوز دارم به صدای خنده های ابولفضل فکر میکنم ...

مشکل حدیثه جدی است و نیاز به عمل دارد ....
به لطف کریمه ی اهل بیت ع و به مدد شما دوستان که پول واریز کردید و مطلب را نشر دادید و کمک های دیگر کردید ، آبگرمکن خریداری شد . 
پکیج هم تهیه شده و نصب شد . بخاری خانه ی فاطمه کوچولو هم درست شد و فرش خانه شان نیز تهیه شد. الان در خانه تلوزیون دارند.
11 بسته ی غذایی 40000 تومانی نیز در خانواده ها توضیع شد .
هنوز هم منتظر کمک های شما هستیم...
همه جوره میتوانید به طرح کمک کنید. از وسیله و کتاب و هرچه فکرش را بکنید .
شماره تلفن بنده:  09185063410
 روز محشر که همه دیده ی گریان دارند     نوکر فاطمه آنروز مباهات کند .

 

برچسب ها: کریمه اهل بیت ع،
[ یکشنبه 14 دی 1393 ] [ 10:01 ب.ظ ] [ محمّد حجّتی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
پدر شهید اومد جلو. میشناختمش به ابراهیم گفت دستت درد نکنه که جنازه ی پسرم رو آوردی برام اما...
ابراهیم جا خورد چیزی شده حاج آقا؟
پدرگفت: پسرم دیشب تو خواب گفت ازدستت ناراحته میگفت چرا جنازه اش رو برگردوندی
از وقتی شهید گمنام شده بود هرشب حضرت زهرا س بهش سر میزده و به همه ی شهدای گمنام . اما از وقتی جنازه اش پیدا شده دیگه این دیدار براش نیست.
ابراهیم گمشده اش رو پیدا کرد...
گمنامی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب